محل تبلیغات شما



سلام جان دلممم

خیلی وقت بود که چیزی ننوشته بودم برات ولی میدونی که دور نبودم ازت.

عزیزدلممم در آستانه سالگردمون و به قول خودت آذر پرحادثه هستیم

گذشته رو که نگاه کنی خیلی مسیرارو باهم اومدیم تا اینجا و دوس دارم روزی بیاد که این مسیر از دو سه سال به 20 30 سال رسیده باشه

میدونم امسال شرایطمون سخته شاید تا ی چند سالی هم اینطور باشه اما همین ک کنارتم و دارمت و حرفامو بهت میزنم بهم امید و انگیزه میده تا صبر کنم واسه روزایی که برای همیشه کنارهمیم.

پ.ن1:میدونی ک دوستت دارم

پ.ن2:اینجا واسه حرفایی بود که نمیشد مستقیم بهت بگمی سری حرفا هنوزم هست ولی زمان خوبی واسه تایپ کردنشون نیس متاسفانه.اما در تلاشم:)

پ.ن3:میدونم دوس داری بیشتر بنویسم اما به همون دلیل گفته شده .اما چشم:)


تو جمله 30 اردیبهشت پرسیده بودی اردیبهشت ماه خوبی بود یانه

نه.اردیبهشت ماه خوبی نبود ماه فوق العاده ای بووووود.ماه ک چ عرض کنم بهشتی بود برای خودش

اردیبهشت به شاعرانه ترین و عاشقانه ترین نحوی که تو شعرا بیانش میکنن برا من گذشت به هزار و یک دلیل که هزار و یک دلیلش بر میگرده به تو:)

اولش جمله های قشنگت که کلا دلمو آب کرده بود روز ب روزش

دوم نمایشگاهی که باهم رفتیم و ایشالا سالگرد 100امیشو بگیریم

کاشکی این اردیبهشتا هی بیشتر و بیشتر بشه

کاش دنیا بهمون فرصت بده

خدایا خدای عزیز من و این مرد زندگیم لطفا مثل همیشه پشتمون باش و کمکمون کن

#تقریبا_دو_روز_تاخیر

#ادیبهشت

#عشق

#ماه_عشق

 


در کنار تو عقربه ها می ایستند ازبهت احساسم به تو و تمام تیک و تاک های دنیا خاموش میشوند تا صدای تپش قلبم فریاد بزند ک چقدر دوستت دارم
قبل از تو شاید کودکی بودم ک داستان سرایی میکرد و میلیون ها کلمه میدانست اما نوشتن نمیتوانست تا تو آمدی و دنیا روی دیگری از خود را نشان داد 
تو، همان اتفاق شیرینی هستی که افتادی در دلمو دلم گرم شد به بودنت
تو،همان گرم ترینِ رنگ هایی که آمدی میان تمام رویاهای خاکستری من و من پروانه شدم.
هیچ کیلومتر شمار و جاده ای نتواند تورا از من دور کند وقتی درست لحظه ای که چشمانم را میگشایم یا میبندم راه میروم یا میخندم کوتاه بگویم درست لحظه ای که نفس میکشم تنها گرمای حضور تورا در خود احساس میکنم.
تو نزدیک تر از نزدیک تر از نزدیکی به من

#مسافرت_5_روزه_بی_تو -__-

#سرخپوست_بی_تو :(

#دوست_دارم 3>


داشتم نوشته های قبلی و میخوندم امسال اردیبهشت نه تنها ندیدیم همو که نمایشگاهی هم نبود که بریملعنت به این روزگار عجیب و غریبدلم تنگ شده بود برا اینجا نوشتن.تنبلم دگخیلی چیزا برات نوشتما که بعدا بیام اینجا وارد کنم اما یا منصرف شدم یا پاک کردم یا حس کردم سر وقت خودش وارد نشده دگ ارزش نداره.حالا اشکالی هم نداره.خداروشکر که دیدمت.بعد 3 ماه و 4 روزبیشترین مدت از هم دور بودنمون

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها